درود بر یاران وهمتباران بختیاری ! عزیزان بزرگوار بسیاری از بختیاریان ما اسطوره اصلی موسیقیشان دی بلال هست ولی از ماجرای آن چیزی نمیدانندحکایت دی بلال را بچه بودم که مرحوم پدرم برایم شرح میداد مرحوم پدر گنجینه ی بسیاری از رازهای بختیاری بود وما غفلت کردیم استفاده نکردیم بسیاری ازحکایات وماجراهای عشقی وتاریخی بختیاری را در ذهن داشت و میگفت که ترانه های بختیاری قدیم براساس رخداد اتفاقات بوده درخصوص دی بلال قبل ازاینکه به مدرسه بروم  ویا اوایل مدرسه رفتن خوب یادمه که صحبت میکرد ولی کاملا جریانش بخاطرم نیست اما ناگفته نماند که گفته بود بلال اسم مردی بود یکی از مهاجرین شیرازی که بخاطر حرفه خاصی که داشت ساکن مناطق بختیاری نشین شده بود البته منطقه اش خوب یادم نیست از اندیکا بیشتر سخن به میان می آورد. بلال زنی بسیار زیبا یی را از طایفه موری دراین منطقه میبیند وعاشقش میشود واین ملاقاتها اینقدر ادامه پیدا میکند که زبانزد عام وخاص میشود به گوش برادران زن میرسانند وبرادران زن درصدد دستگیری وانتقام ازوی میشوند وبلال فرار میکند وبه شیراز میرود وزن هم  بدنبالش فرار میکند  وهیچکس بدانها دسترسی پیدا نکرد ناگفته نماند بلال جوانی رشید وخوش سیماهم بود ومابقی داستانش را فراموش کردم و نامی از زن برده نشده اما این ماجرا رابه زبان بلال میشناسند گویا خانواده دختر اجازه ندادند نامی از دخترشان برده شود چون خانواده ای بسیار نجیب وآبرومند بود.اول اسم بلال را  دی یا دختر خطابمیکردند یعنی بلال خطاب به زن میگفت ای دختر من بلال هستم که معروف به دی بلال شد البته پدرم ماجرا را کامل میدانست حتی از سرنوشت زن ودی بلال ولی چون آنروزها کودک بودم وبعدها پیگیر نبودم فراموش کردم ماجراهای دیگری مانند مابس زیباترین زن بختیاری ازطایفه ریگی ومهری وشاوانو را هم میگفت واشعارزیادی از آنان میدانست وبرایم نقل میکرد که به یاد دارم وهمچنین برایم میخواند ولی متأسفانه دیگر هیچکس از مهری وشاوانو ومابس ترانه ای نخواندند ویا من نشنیده ام ناگفته نماند بیشتر زنان طایفه موری دربختیاری چشمانی کال ویاعسلی دارند ومعشوقه ی بلال را که سبزینه بوده وچشمانی کال داشت به سبز چشم کال (سوزتیه کال) میشناسند